سيد جلال مصطفوى كاشانى

429

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

4 - علم اخلاق پزشكى در يونان باستان يونانيان كه از جمله مللى هستند كه طب در ميان آن‌ها صورت علمى و مدون پيدا كرده و تصنيفات اطباى آن‌ها در موضوعات طبى تا حدى محفوظ مانده و مستقيما يا به توسط اطباى ايرانى ، سريانى و يهودى به زبان‌هاى عربى و فارسى نقل و ترجمه شده و به متمدنان قرون اخير رسيده است ، نيز طب را دانشى از جانب خدا مىدانستند و معتقد بوده‌اند كه اولين طبيب جهان اسقليبيوس نام بوده كه فرزند آپولن بوده است و او را به سبب طبابت و شفابخشىاش ، در رديف خدايان قرار داده بودند . خدايى كه بيشتر از همهء خدايان ديگر مورد علاقه و پرستش بوده است و طبعا مىبايد كه اين‌طور هم باشد ، زيرا سلامتى با ارزش‌ترين نعمت‌هاست و وقتى سلامتى نباشد ، لذتى در زندگانى نيست و هيچ چيز دنيا قدر و ارزشى ندارد و به درد نمىخورد و فقط اميد عافيت و بازيافتن صحت است كه به بيمار نيرو مىدهد و زنده‌اش نگاه مىدارد و كسى كه چنين نعمتى را براى انسان تأمين كند يا در بازيافتن آن كمك و كوشش نمايد ، بهترين دوست و عزيزترين وجود است . بارى ، اسقليبيوس فنون طبابت را به چند نفر از كسان خويش آموخت و به آن‌ها سپرد كه آن را به بيگانه نياموزند ، بعد از درگذشتن اسقليبيوس ، به عقيدهء پيروانش ، به مقرّ خدايان يونان عروج كرد ، پرستشگاه‌هايى در نقاط مختلف يونان و جزاير حول‌وحوش آن و بعدها در ايتاليا به نام او ساخته و مجسمهء او در بعضى از آن‌ها نصب شد و اين پرستشگاه‌ها حكم شفاخانه را پيدا كردند و طبابت در آنجا معمول شد و مردم براى معالجه مىرفتند و نذرى تقديم مىكردند و معتكف مىشدند تا آنكه به كاهنان پرستشگاه يا به خود آن‌ها در خواب نموده مىشد كه براى شفا يافتن چه بكنند و آن‌ها دستورى را كه به‌اين‌ترتيب دريافت مىكردند ، زير نظر كاهنان و خدمه پرستشگاه به اجرا درمىآوردند و روان و تنشان از محنت و رنج مىآسود و با خوشى به خانمان خود برمىگشتند . تا بعد از قرن‌ها ، بقراط ( متولد در حدود 460 قبل از ميلاد ) كه بنا بر بعضى روايات ، از اخلاف خود اسقليبيوس ( نسل هجدهم ) بود ظهور كرد .